عصرایران؛ سارا شیرازی- پرونده تلخ «نیلوفر مجاور» را نباید تنها در قاب یک حادثه جنایی دید. هرچند تعیین ابعاد دقیق حادثه، مسئولیت اشخاص و عناوین مجرمانه، در صلاحیت مرجع قضایی و منوط به تکمیل تحقیقات و صدور رأی است، اما جامعه حقوقی میتواند از چنین پروندههایی یک پرسش مهمتر را دنبال کند:
چگونه میتوان پیش از آنکه یک رابطه ناسالم به خشونت و جنایت منتهی شود، نشانههای خطر را شناخت و امکان مداخله و حمایت را فراهم کرد؟
پاسخ به این پرسش، ما را به یک ضرورت مهم میرساند: آموزش.
آموزش پیشگیری از خشونت و آموزش حقوق زنان نباید از زمانی آغاز شود که فرد با یک پرونده قضایی مواجه شده است. این آموزش باید از سالهای نوجوانی و از مدرسه آغاز شود؛ بهویژه در مدارس دخترانه و دوره متوسطه و دبیرستان، جایی که دختران در آستانه ورود به مرحلهای مهم از زندگی اجتماعی و عاطفی خود قرار میگیرند.
دختران جامعه ما باید بیاموزند که چگونه وارد یک رابطه شوند، چگونه یک رابطه سالم را از یک رابطه ناسالم تشخیص دهند و چگونه در برابر رفتارهایی که به تدریج کرامت، استقلال و امنیت آنان را تهدید میکند، واکنش درست نشان دهند.
این آموزش به معنای دخالت در انتخابهای شخصی جوانان نیست؛ بلکه به معنای توانمندسازی آنان برای انتخاب آگاهانه است.
یک دختر جوان باید بداند که علاقه، اعتماد و وعده ازدواج، بهتنهایی معیار کافی برای اعتماد کامل به یک فرد نیست. باید بیاموزد که کنترلگری، تحقیر، تهدید، محدودکردن ارتباط با خانواده و دوستان، ایجاد وابستگی شدید عاطفی یا اقتصادی، درخواستهای غیرمتعارف، پنهانکاری و تلاش برای قطع ارتباط او با شبکه حمایتیاش، میتواند از نشانههای یک رابطه ناسالم باشد.
این آموزشها باید به زبان نسل نوجوان و جوان، کاربردی و متناسب با مسائل واقعی زندگی ارائه شود؛ نه صرفاً در قالب مفاهیم نظری و حقوقی پیچیده.
آموزشهای پیش از ازدواج نیز باید جدیتر گرفته شود. ازدواج یکی از مهمترین تصمیمهای زندگی است، اما گاهی افراد بدون آنکه مهارت گفتوگو، شناخت شخصیت طرف مقابل، شناخت مرزهای فردی، آشنایی با حقوق و تکالیف متقابل، شیوه حل اختلاف و تشخیص نشانههای خطر را آموخته باشند، وارد یک رابطه جدی و سپس زندگی مشترک میشوند.
به اعتقاد من، آموزش پیش از ازدواج نباید به چند جلسه تشریفاتی محدود شود. این آموزش باید به یک فرآیند واقعی توانمندسازی جوانان برای انتخاب همسر و ساختن یک رابطه سالم تبدیل شود.
دختران و پسران باید بدانند که پیش از ازدواج چه پرسشهایی را باید از یکدیگر بپرسند، درباره چه موضوعاتی باید شفاف گفتوگو کنند، چه نشانههایی را نباید نادیده بگیرند و در صورت مشاهده رفتارهای نگرانکننده، چگونه از خانواده، مشاوران و متخصصان کمک بگیرند.
در این میان، آموزش حقوقی نیز جایگاه ویژهای دارد. آگاهی از حقوق و تکالیف قانونی در ازدواج، مسائل مالی، استقلال فردی، حقوق مربوط به خانواده و همچنین مسیرهای قانونی حمایت در برابر تهدید و خشونت، بخشی از حداقل دانش مورد نیاز جوانانی است که در آستانه تشکیل خانواده قرار دارند.
ما باید دختران جامعه را برای «نه گفتن» به یک رابطه ناسالم، همانقدر آماده کنیم که برای «بله گفتن» به یک ازدواج سالم آماده میکنیم.
در بسیاری از موارد، خشونت از نقطهای آغاز میشود که در نگاه نخست، «خشونت» نامیده نمیشود. کنترل رفتوآمد، محدودکردن ارتباطات، تهدید، تحقیر، ایجاد وابستگی اقتصادی یا عاطفی و سوءاستفاده از اعتماد، ممکن است بهتدریج مرزهای امنیت فرد را از بین ببرد.
اینجاست که آگاهی حقوقی و مهارتهای زندگی، به ابزار پیشگیری اجتماعی تبدیل میشوند.
از همین منظر، من معتقدم باید یک برنامه جدی و مستمر برای آموزش حقوق و مهارتهای تشخیص رابطه سالم در مدارس دخترانه و دبیرستانها طراحی شود؛ برنامهای که با همکاری آموزش و پرورش، جامعه حقوقی، مشاوران خانواده، روانشناسان و نهادهای اجتماعی اجرا شود.
در چنین برنامهای، هدف ترساندن دختران از ازدواج یا ایجاد بدبینی نسبت به روابط عاطفی نیست؛ هدف، آموزش انتخاب آگاهانه، حفظ کرامت انسانی، شناخت مرزهای شخصی و استفاده بهموقع از ظرفیتهای حمایتی است.
خانواده نیز باید بخشی از این شبکه امنیت اجتماعی باشد. خانوادهای که بتواند بدون سرزنش، تحقیر یا ترساندن، شنونده مشکلات یک دختر باشد، گاهی میتواند پیش از وقوع یک فاجعه، نخستین حلقه نجات او باشد.
در این میان، نقش وکلا نیز بسیار فراتر از حضور در دادگاه است. وکیل میتواند با آموزش، مشاوره و شناسایی بهموقع موقعیتهای پرخطر، بخشی از فرآیند پیشگیری باشد. جامعه وکالت باید بیش از گذشته به سمت وکالت پیشگیرانه و مسئولیت اجتماعی حرکت کند؛ یعنی پیش از آنکه یک زن قربانی شود، به او قدرت شناخت، تصمیمگیری و مطالبه حق بدهیم.
پروندههایی از این دست باید برای ما یک پیام روشن داشته باشد: پیشگیری از خشونت را نمیتوان از لحظه وقوع جرم آغاز کرد. پیشگیری واقعی، سالها قبل و از کلاس درس آغاز میشود.
اگر میخواهیم دختران جامعه ما در آینده انتخابهای امنتر و آگاهانهتری داشته باشند، باید از دوران مدرسه به آنان بیاموزیم که چگونه از خود مراقبت کنند، چگونه یک رابطه سالم را بشناسند، چگونه نشانههای خطر را جدی بگیرند و در صورت نیاز از چه کسانی و از چه مسیرهایی کمک بخواهند.
و در مرحله بعد، باید آموزشهای پیش از ازدواج را از یک فرآیند اداری و تشریفاتی به یک سرمایهگذاری اجتماعی برای سلامت خانواده تبدیل کنیم.
مسئولیت اجتماعی یعنی رنج یک انسان را صرفاً به یک خبر تبدیل نکنیم؛ از آن دانش، آموزش و مطالبه عمومی بسازیم.
ما در جامعه حقوقی باید تلاش کنیم هیچ دختری به دلیل ناآگاهی از حقوق خود، ترس از آبرو، نداشتن دسترسی به مشاوره یا ندانستن مسیر حمایت، در یک رابطه خطرناک تنها نماند.
پیشگیری از خشونت از آگاهی آغاز میشود؛ و آگاهی باید از مدرسه آغاز شود.
اگر قرار است دختران فردای این سرزمین، همسران و مادرانی آگاه، مستقل و توانمند باشند، باید از امروز به آنان بیاموزیم که نخستین مسئولیتشان در برابر زندگی، حفظ کرامت، امنیت و سلامت خودشان است.
جامعهای که دخترانش را برای انتخاب آگاهانه آموزش دهد، پیش از آنکه با قربانیان خشونت مواجه شود، از وقوع بسیاری از آسیبها پیشگیری کرده است.